در گذشته مراجعه به یک روانشناس و یا حتی یک مشاور چندان پذیرفته شده نبود. برخی با برچسب دیوانه ها و روانی ها به روانشناس مراجعه می کنند، این افراد را هدف قرار می دادند. با گسترش آگاهی کم کم این باور جای خود را به یک الزام و گاهی نشانی از تجمل گرایی داد. هر دوی اینها لبه ی یک بام هستند.

اینکه در چه مواردی باید به یک روانشناس و یا یک مشاور مراجعه کرد و در چه مواردی نیاز نیست، موضوع این مقاله نیست، اما آگاهی از این موضوع نه تنها می تواند جلوی آسیب های قدیمی را بگیرد، بلکه از بروز آسیب های جدید هم جلوگیری می کند.

خیلی از ما بارها به روانشناس مراجعه کردیم و از خدمات مشاوره ای استفاده کرده ایم. برخی از ما با بررسی های دقیق و گاهی وسواس روانشناس خود را انتخاب کرده ایم. 

بسیاری از مواردی که ما برای آنها به روانشناس مراجعه می کنیم، زمان بر هستند و برای بهبود شرایط و رخدادهای درست و مفید نیازمند جلسات مشاوره و همت بالا هستند.

مشکل کجاست؟ روانشناسم کجاست؟

ممکن است در روند مشاوره خود بنا به دلایلی ارتباط خود را با روانشناس خود به صورت موقت از دست بدهید. در این شرایط ممکن است در تله ها و طوفان های فکری بافتید.

بررسی و تحلیل مشکل: دسترسی به مشاورم ندارم!

  • انتخاب با اختیار: پیش از هر اقدام در نظر داشته باشید چه شما و چه روانشناس شما، حق انتخاب داشته اید و این رابطه بر اساس یک تصمیم دو طرفه بوده است. هیچ کدام از شما مجبور به آغاز و ادامه این مسیر نبوده اید. (می دانم ممکن است بگویید که وقتی شروع کردم، دیگه مجبور شده ام.)
  • انسان های عادی: مشاور و روانشناس شما هم همانند شما یک انسان است و نه قهرمان یک کمیک بوک و یا فیلم های رستاخیزی. او هم مانند شما و مانند بقیه جامعه انسانی با چالش های بی پایان زندگی خود مواجه است. چالش هایی که می بایست بر آنها به شکل درست غلبه کند که گاهی نیاز به زمان و دوری از کار خود دارد.
  • مسئولیت پذیری: بی شک یکی از معیارهای شما برای انتخاب مشاور و روانشناس، مسئولیت پذیری بوده است. در این جا با دو پرسش رو به رو می شوید. نخست آنکه آیا روانشناس من مسئولیت پذیر نیست که من را رها کرده است؟ در صورت پاسخ مثبت به این پرسش، یعنی در انتخاب خود اشتباه کرده اید و شاید گزینه ی بهتر، انتخاب یک روانشناس با مسئولیت است و پرسش دوم آیا مشاور من من را رها کرده است؟ پاسخ این پرسش ارتباط نزدیکی با پرسش نخست دارد. بنابراین حتما می دانید یک روانشناس خوب و مسئولیت پذیر در طول دوره درمان شما را رها نخواهد کرد.
  • دلایل شخصی: تا اینجا احتمالا به این نتیجه رسیده اید که مشاور شما مسئولیت پذیر است و دلیلی ندارد تصمیمات غیر حرفه ای کاری بگیرد. بنابراین اگر بصورت غیر منتظره رابطه اش را با شما قطع نموده است، می بایست دلایل دیگری داشته باشد که شما در آن نقشی ندارید و احتمالا به زودی خبری از او به دستتان خواهد رسید.
  • نوع رابطه شما با روانشناس، متفاوت است. این بدان معنی است که شاید بهتر است اگر دوباره با مشاور خود ارتباط گرفتید، بگذارید تصمیم صحبت در مورد این وقفه به عهده او باشد.
  • فورس ماژور: تقریبا در تمامی قراردادها، ماده فورس ماژور وجود دارد یا همان حوادث غیر مترقبه. این ماده به رویدادها و حوادثی می پردازد که طرفین نقشی در آن ندارند ماند سیل، زلزله، طوفان، قطعی اینترنت، پاندمی و ... . پس اگر در این شرایط ارتباط شما دچار چالش شد، چندان دور از انتظار نیست.
  • مناسبت ها: هر تمدن و فرهنگی آداب و رسوم و مراسم خاص خود را دارد. مانند عید نوروز، چهارشنبه سوری، اعیاد مذهبی و حتی تعطیلات تابستانی. در این مناسبت ها، وقفه های زمانی قابل درک و پذیرش هستند و گاهی نیاز به توضیح نیز ندارند.
  • تکنیک: گاهی برخی مشاوران و روانشناسان تکنیک های خاص خود را دارند و با این کار هدفی را دنبال می کنند که به زودی از آنها با خبر خواهید شد. بدانید که مشاور شما با باور و شناختی که از شما دارد، تکنینک های مناسب را انتخاب می کند.

چکار باید کرد:

  • فرصتی خوب: شاید باورش سخت باشد اما این یک فرصت فوق العاده است. شما در تمام این مدت در حال فعالیت، گرفتن اطلاعات و آگاهی، بررسی باورها و اعتقادات خود، تحلیل چالش های زندگی خود، تلاش برای حل مسائل و مشکلات و خلاصه حسابی در تلاش بوده اید. ممکن است به خاطر این همه فعالیت چه فکری و چه جسمی کمی خسته شده باشید و نیاز به یک استراحت کوچک داشته باشید. در این مدت می توانید هم استراحت کنید و هم فرصتی به خود برای مرتب کردن افکار و دانسته های خود بدهید.
  • بازبینی: این فرصت مناسبی است تا روند مشاوره خود را مورد بازبینی بی طرفانه (تا حد امکان) قرار دهید. بصورت سریع مروری داشته باشید و نقاط مهم و گلوگاه ها را مشخص کنید.
  • چالش های مهم: بررسی کنید در این مدت بزرگترین چالش های شما چه چیزهایی بوده است و روانشناس شما بیشترین زمان و توجه را به چه موضوعاتی اختصاص داده است. 
  • مقاومت ها: ببینید در چه مواردی بیشترین مقاومت را داشته اید و علت های آن را با خود مرور کنید. 
  • نیاز ها و خواسته ها: خواسته های خود را بار دیگر مرور کنید و آنها را یادداشت کنید، شاید در مکالمات بعدی تان با مشاورتان نیاز به صحبت در مورد آنها باشد.
  • استفاده از راهکارها: شاید بد نباشد برخی از پیشنهادات و راهکارهای مشاور خود را امتحان کنید و نتیجه را در مکالمه بعدی اعلام کنید. حتی اگر از نتیجه راضی نبودید.
  • شخصی سازی ممنوع: در تمام این مدت در نظر داشته باشید شخص روانشناس شما از پروسه مشاوره جداست. این یعنی در بررسی های خود نیازی به بررسی و تحلیل شخص مشاور خود ندارید. لطفا در این تله خطرناک قرار نگیرید.
  • ارزش وجودی: هرگز به این فکر نکنید که مشاور و یا روانشناس شما ارزشی برای شما قائل نیست و یا کمتر قائل است. پاسخ این دغدغه های ذهنی در پاراگراف قبلی در قسمت دو پرسش داده ایم.
  • پالایش روح و روان: در روند مشاوره خود حتما روزهای سختی هم داشته اید. می دانم تغییر کردن سخت است اما تغییر نکردن سخت تر است. با این تفاوت که درد اولی پایان دارد اما درد دومی ممکن است بی پایان باشد. در این زمان اوقاتی را فقط به خود اختصاص دهید و هرگز به چیز دیگری فکر نکنید. همه مشکلات می توانند لحظه ای صبر کنند. مدیتیشن، ورزش، موسیقی خوب، کارهای هنری مانند نقاشی (نیازی نیست با پیکاسو رقابت کنید.)، زدن یک ساز (رقابت با موتزارت را به زمان دیگری موکول کنید.)، پرورش گل و گیاه و یا حتی یک گل، کتاب خوانی، تماشای فیلم های مختلف و حتی کمدی نمونه ای از فعالیت های سودمند هستند. تاثیر این کارها را احساس خواهید کرد.
  • انجام کارهای شخصی: در این مدت ممکن است کمی از کارهای شخصی خود باز مانده شده باشید. مانند تغییر دکوراسیون خانه، رسیدگی به ماشین، تعمیر لوازم خانه و کارهای روزانه. الان این فرصت را دارید تا آنها را انجام دهید. 

شرایط اضطراری:

شاید با خود بگویید من در شرایط اضطراری هستم و ممکن است آسیب ببینم و باید هر چه زودتر با روانشناس خود صحبت کنم. 

درست است. ممکن است شرایط شما واقعا اضطراری باشد اما یک نکته را نباید فراموش کنید. شما هرگز آدم پیش از مشاوره نیستید. شما با انبوهی از دانسته ها، بازخوردها، تکنیک ها برگشته اید. اطلاعات بیشتری در مورد خود و شرایط خود دارید. اگر در هر روز و هر مکالمه و یا جلسه یک چیز جدید هم یاد گرفته باشید، شما کوله باری با ارزش همراه خود دارید و این قدرت شما را برای مدیریت شرایط بیشتر کرده است. مشاور شما نیز از این موضوع اطلاع دارد و بهتر است این بار شما پاسخ اعتماد و مسئولیت پذیری روانشناس خود را با تصمیم ها و کارهای درست بدهید. این به نوعی سپاسگزاری از خود، خدایتان و مشاورتان نیز هست.

سعی کنید در شرایط بحرانی موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • آرام باشید: وقتی آدم تحت فشار است، حسی که دارد دقیقا برعکس آرامش است. اما برای اینکه صدایتان نلرزد و مغزتان به کار بیفتد، باید هر چقدر که می‌شود آرامش‌تان را حفظ کنید.
  • گوش بدهید: اگر بدون کامل گوش دادن جواب بدهید، ممکن است در مورد چیزی حرف بزنید که اصلا لازم نبوده یا متناسب با موقعیت نیست
  • تکنیک‌های وقت‌تلف‌کنی: گاهی وقت‌ها هم کمی وقت بیشتر لازم دارید که فکرهاتان را سر و سامان بدهید و آن قدری آرام شوید که بتوانید جواب درست و واضحی بدهید. آخرین چیزی که لازم دارید این است که اولین چیزی که به ذهن‌تان رسید از ذهن‌تان بپرد بیرون. معمولا هم این اولین فکر یک جواب دفاعی است که فقط باعث می‌شود به جای خاطر جمع جلوه کردن، عصبی و نامطمئن به نظر برسید
  • سکوت: ما طبق عادت فکر می‌کنیم سکوت حالت ناراحت‌ کننده‌ای است. با این حال اگر با فراغ بال از سکوت استفاده کنید، به طرف مقابل‌تان چنین القا می‌کند که کنترل افکارتان را به خوبی در دست داشته و به توانایی خودتان برای دادن یک جواب حرفه‌ای ایمان دارید
  • فقط یک موضوع و فقط یک نکته: احتمالش زیاد است که وقتی زیر منگنه قرار گرفته‌اید در جواب سؤالات یا زیادی حرف بزنید یا خیلی کم. اگر پاسخ‌تان خیلی کوتاه باشد، ممکن است باعث شوید گفت ‌و گو تبدیل به بازجویی بشود (یک سؤال دیگر هم ازتان می‌پرسند و یک دفعه می‌بینید طرف مقابل‌تان کاملا جهت و نوع مکالمه را در کنترل خود گرفته). اگر زیادی طولانی جواب بدهید هم ممکن است حوصله‌ی افراد سر برود، یا آدم خسته‌ کننده‌ای به نظر بیایید.
  • پاسخ به آنوقت چه: با کمی دوراندیشی، می‌شود پرسش هایی که ممکن است پرسیده شود را پیش‌بینی کرد. به این ترتیب می‌توانید خودتان را برای آنها آماده کنید.
  • شفاف و واضح صحبت کنید: اینکه چطور حرف می‌زنید به اندازه محتوای حرفی که می‌زنید اهمیت دارد. با هر بار من‌من کردن و هر «اممم» و «آ…»یی که وسط دو کلمه می‌پرانید، اعتبار حرف‌تان در ذهن افرادِ روبرویتان کمتر و کمتر می‌شود.
  • خلاصه و تمام کنید: هرچه در جواب پرسش طرف مقابل گفتید را در یک عبارت کوتاه خلاصه کنید. بعد از این، دیگر باید جلوی اضطراری که برای بیشتر توضیح دادن خواهید داشت را بگیرید. ممکن است بعد از خلاصه‌ی شما سکوت برقرار شود. این اشتباه رایج را تکرار نکنید که بخواهید سکوت را با حرف های اضافه پر کنید!

توجه: این مقاله توسط تیم پشتیبانی سایت مریم غفار تهیه شده است و توصیه پزشکی و روانشناسی نمی باشد. 

برای تک تک شما آرزوی ساخت روزهای زیبا را داریم. (هر چند ممکن است برخی مواقع خیلی سخت باشد.)